تبلیغات
واژه - زندگینامه رابرت لویی استیونسن
واژه
واژه هارابایدشست. واژه بایدخودباد, واژه بایدخودباران باشد.
پنجشنبه 27 بهمن 1390 :: نویسنده : پروانه

 سلام!

 میخوام یکم از نظر سنجی وب بگم:
اولش او.هنری اول بود ولی حالا استیونسن اول شده! نظرتون چیه زندگینامه اش رو بذارم؟
خب پس زندگینامه ی رابرت لویی استیونسن رو در ادامه ی مطلب بخونید!

اینم آقای استیونسن:

                       

 

امین حسینیون در روزنامه اعتماد، شماره 2279 به تاریخ 16/7/90، صفحه 7 (ادبیات( می نویسه:

"می گویند یك روز صبح كه مادر رابرت لویی استیونسون از خواب بیدارش كرد، رابرت بشدت معترض شد زیرا در آن لحظه در حال دیدن خواب بخش های پایانی دكتر جكیل و آقای هاید بوده است. البته اسم كامل كتاب «پرونده عجیب دكتر جكیل و آقای هاید» است اما در طول 126سالی كه از انتشار آن گذشته است به نام دكتر جكیل و آقای هاید مشهور شده. البته اینكه واقعا استیونسون كل ماجرا را در یك رویا دیده باشد كمی فانتزی به نظر می رسد. اما به هر حال داستان قشنگی است..."

 

زندگینامه رابرت لویی استیونسن در ادامه مطلب!

 

دو سه روز بعد: این نظر سنجی ما هم که بین اوهنری و استیونسن در نوسانه! خب یکی از دوستان به این پست ایراد وارد کرده بودن که چرا وقتی او هنری اوله  استیونسن رو برنده اعلام کرده ام! خب الان اوهنری اوله. ولی وقتی من داشتم این پستو مینوشتم استیونسن اول بود! اینم از رفع ابهام!

 

زندگینامه رابرت لویی استیونسن

رابرت لویی استیوتسن نویسنده ی اسکاتلندی قرن نوزدهم،از کودکی تا پایان عمر ، مریض حال وضعیف بود ، به طوری که در هشت سالگی چیزی نمانده بود که در اثر بیماری حصبه از دنیا برود. او در 13 نوامبر 1850 در شهر ادینبرو، پایتخت اسکاتلند به دنیا آمد. رابرت تنها فرزند توماس استیونسن یکی از بهترین مهندسان شهر بود.

او از سال 1858 تا 1867 یعنی از هشت تا هفده سالگی تحصیل کرد و همین که حالش بهتر شد خانواده اش امیدوار شدند که بتواند حرفه آبا و اجدادی اش یعنی مهندسی را در پیش بگیرد. این شد که رابرت در سال 1868 وارد دانشکده مهندسی شد و پس از سه سال تحصیل ، پیشرفتی چنان درخشان نصیبش شد که از طرف انجمن ادینبرو ، یک نشان افتخار دریافت کرد. گرچه او شغل مهندسی را خیلی دوست می داشت اما این حرفه لطمه ای سخت به تندرستی اش وارد آورد تا جایی که مدتی بعد بر خلاف میل باطنی، به تحصیل در رشته حقوق پرداخت وچهار سال بعد ، موفق شد از دادگستری پروانه وکالت بگیرد هر چه قوای جسمی او روبه ضعف می رفت، در عوض نیروی فکری اش قوی تر می شد. در همین زمان مقاله هایی برای دو مجله نوشت که از نظر درون مایه کاملا نو و جالب بودند.

استیونسن در سال 1878 هنگام سیر و سیاحت در فرانسه با زنی آمریکایی به نام مادام اسبورن آشنا شد. این زن پس از مدتی اقامت در فرانسه به تنهایی راه وطنش را در پیش گرفت. یک سال بعد خبر بیماری زن به استیونسن رسید و او سخت به تشویش افتاد و با حال خراب و فقر شدید خودش را با زحمت بسیار به مادام اسبورن رساند به طوری که پس از رسیدن به آمریکا دیگر رمقی نداشت.

همین که حالش بهبود یافت، با مادام اسبورن ازدواج کرد و با هم به اسکاتلند برگشتند. استیونسن برای پیدا کردن سرزمینی که از نظر آب و هوا با مزاج ضعیف او سازگار باشد، به بسیاری از نقاط جهان سفر کرد و پس از سیر و سیاحت در آلمان، فرانسه، اسکاتلند و آمریکا و هونولولو، سرانجام خود را به سرزمین دلخواهش یعنی ساموآ ( که مجمع الجزایر خوش آب و هوا و پر از نعمت در جنوب اقیانوس آرام است ) رساند.او چهار سال آخر عمر را با خانواده در آنجا گذراند و تندرستی و نشاطش از همیشه بهتر شد. بومیان ساموآ استیونسن و آثارش را دوست می داشتند و به او قصه گوی قصه ها لقب داده بودند.

فهرستی از آثار استیونسن  به شرح زیر است:

رمان ها

۱۸۸۳ جزیرهٔ گنج
۱۸۸۳ پیکان سیاه
۱۸۸۵ پرنس اوتو
۱۸۸۶ دکتر جکیل و آقای هاید(شهرت این رمان به حدی است 
که نام آن در زبان انگلیسی به صورت ضرب المثل در آمده است.)
۱۸۸۶
فرزند ربوده شده
۱۸۸۹ ارباب بالانترا
۱۸۹۲ مرده دزد
۱۸۹۳ کاتروینا
۱۸۹۶ سد هرمیستون

داستانهای کوتاه

۱۸۸۵ مارکهایم
۱۸۹۳ تفریحات شب در جزیره

سفرنامه

۱۸۷۹ سفر با خر

غیر داستانی آثار

۱۸۹۲ هشت سال آشوب در ساموا

 

رابرت لویی استیونسن سرانجام در 3 دسامبر 1894 در 44 سالگی بر اثر بیماری سل در همان ساموآ چشم از جهان فرو بست. طبق وصیتش او را بر فراز کوه ( vaea ) در زیر آسمان بی کران و پر ستاره به خاک سپردند.

 

منابع:

http://www.angizeh.net  / و ویکیپدیا

 





نوع مطلب : زندگینامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 شهریور 1396 03:05 ب.ظ
Just want to say your article is as astounding.

The clearness in your post is just nice and i can assume you're
an expert on this subject. Fine with your permission allow me to grab your
feed to keep up to date with forthcoming post. Thanks a million and please continue
the gratifying work.
جمعه 16 تیر 1396 06:45 ب.ظ
This paragraph is genuinely a good one it assists new net viewers, who are wishing in favor of blogging.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:03 ق.ظ
I go to see daily a few websites and information sites to read articles or
reviews, except this website gives feature based content.
جمعه 25 فروردین 1396 06:54 ق.ظ
Thanks designed for sharing such a fastidious idea, piece
of writing is pleasant, thats why i have read it fully
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:51 ب.ظ
Hi there to all, how is everything, I think every one is getting more from this
web site, and your views are nice in favor of new people.
چهارشنبه 3 اسفند 1390 04:09 ب.ظ
سیلاااااااااااااااااااام عزیزم.
آره خودت گفته بودی که آبادانی هستی
یکشنبه 30 بهمن 1390 01:49 ق.ظ
جان من؟ خواب دیده این داستانه رو؟ په منم برم از خوابایی که میبینم یه کتاب طنز بنویسم خیلی فروش میره
یکشنبه 30 بهمن 1390 01:48 ق.ظ
نگوووووووو! آهنگای پیت بال قشنگه!!!! انریکه هم که.... هی وای من!!! نگو!
بابا این آدام خیلی بیریخته ها!!! دقت کن یه کم! نه بابا، معلم حرفه ی ما سیب زمینی بیش نیست آل پاچینو.... اونکه کلا خماره
آخخخخخخ! دیدی این تبلیغشو؟؟؟؟ خیلی خوبه
شنبه 29 بهمن 1390 02:22 ق.ظ
سلام میکنیم
خانوم فکر کنم اشتباهی رخ داده
شما هم که در انتخابات تقلب کردین که
یکی دیگه اوله،شما کسی دیگه رو گفتین!
راستش من حوصله رمان ندارم اما چون بینوایان ژول ورن وبابا لنگ دراز جین وبستر رو در تلویزیون دیدم. به اونها رای دادم.
این رفیقتون وضعش خرابه که
لاقل اون دو جمله اول پستت رو عوض کن.
بیا منو ببین
پروانه جوابتونو تو وبتون دادم خرزو خان!
شنبه 29 بهمن 1390 12:20 ق.ظ
با افتخار لینکیدمت
فعلا
پروانه تشکر!
جمعه 28 بهمن 1390 11:19 ب.ظ
سلام
میگم ادرس بذار پایین ای خدااااااااا
روز ولنتاینی اومدم نت سرعت پایین بود رفتم
پروانه کشتی منو! من که آدرس میذارم! به هر حال ممنون که اومدی!
جمعه 28 بهمن 1390 01:21 ب.ظ
با سلام.
صرفا جهت اطلاع ، با نامی که ذکر کرده بودید ، لینک شدین.اگر دوست دارین ما رو هم لینک کنین ، لطفا با نام "دنیای ادبیات" لینک کنید ، که دلیل هم داره ؛ اگه برنامه هامون خوب پیش بره ، وبلاگ مون خیلی توسعه پیدا می کنه.
با تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
( راستی ، نوشته ی شما از آقای کازوئو ایشی گورو را هم خواندم.جالب و پیچیده بود و آدم برای استفاده ی بیشتر ، باید حتما چند بار اون رو بخونه.ولی در عین حال ممنون )
جمعه 28 بهمن 1390 02:52 ق.ظ
سیلااااااااااااااااااام.
آره گلم.من واسه رشتم.
پس خوش به حالت شد که بهت خوش گذشت.
رمان دکتر جکیل قشنگه..ولی اعصاب میخواد.
من به احتمال زیاد امشب یه دو سه تا رمان از نت دانلود میکنم.شاید مارکهایم رو هم دانلود کردم.کنجکاو شدم بخونم.
بوس.بوس
پنجشنبه 27 بهمن 1390 09:47 ب.ظ
سیلاااااااااااااااااااااااااااااااام.
عجب بشر خاصی بود این!
ولی خدایی داستانهاش توپ بودن.
ولی چقدر سختی کشیده ها.نه؟؟؟
و عجب جایی دفن شد.چی جای باصفایی
راستی خدا کنه ما رو که میبرن جنوب به ما خوش بگذره.ما هم از غذای بدشون شنیدیم.قراره واسه شام واسه خودمون تن ماهی ببریم.
بوس.بوس
پنجشنبه 27 بهمن 1390 09:40 ب.ظ
فای من عاشق کتاب دکتر جکیل و آقای هایدم
الان بقیه ی نظرم رو هم واست میدم.
واستا برم بقیه رو بخونم
پنجشنبه 27 بهمن 1390 05:35 ب.ظ
با سلام.
چه قدر استیونسن جوون بوده که مرده!
بنده ی خدا یعنی این همه داستان رو توی همین مدن نوشته؟
پس باید یکی از نابغه های جهان نویسندگان بوده باشه.
من خودم یکی از طرفدارهای پر و پا قرص داستان های رابرتم.
راستی ، با توجه به پیام هایی که چند روز پیش داده بودید ، وظیفه ی خودم دونستم که بهتون بگم که شروع مسابقات ما از اول اسفند ماهه ، اما وقت زیادی هست ؛ چون اعلام نتایجش رو انداختیم به شهریور ، اگه علاقه مندین ما در خدمتیم.
راستی ، قالب جدیدتون مبارک باشه.ما هم وبلاگ مون رو یک مقداری ( در حد توان خودمون ) تغییر دادیم.
اگه وقت داشتین و مهلت شد ، یک سری به ما بزنین خوشحال میشیم.
با تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
www.odinedman.mihanblog.com
www.odinedman.blogfa.com
www.odinedman.blogsky.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

ادبیات و... دیگر هیچ!
مدیر وبلاگ : پروانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دانلود رایگان کتابهای الکترونیکی فارسی www.zirebaran.org-----> دریافت کد شکل ایکون

شیعه آرت