تبلیغات
واژه - "مسخ" اثر فرانتس کافکا + دانلود کتاب
واژه
واژه هارابایدشست. واژه بایدخودباد, واژه بایدخودباران باشد.
پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: نویسنده : پروانه

خوندن کتاب "مسخ" نوشته ی فرانتس کافکا رو همین امروز صبح تموم کردم!( امروز پنجشنبه یازدهم اسفند ماهه) و چون به شدت هیجان زده شده ام گفتم یه مطلب درباره اش بذارم!

اول یکم درباره ی نویسنده اش بگم:

فرانتس کافکا در سال 1883 در شهر پراگ که اون زمان مرکز امپراطوری اتریش-مجارستان بود متولد شد و درسال 1924 همون جا فوت کرد.وصیت کرده بود آثارش بعد از مرگش نابود بشن(حیف!) ولی بیشتر آثارش بعد از مرگش منتشر شدن و اتفاقا خیلی هم مورد توجه مردم و منتقدین قرار گرفتن.مشهورترین آثار کافکا داستان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر (Das Schloß) هستن. آثار کافکا  از جمله تاثیر گذارترین آثار در ادبیات داستانی غرب به حساب میان.

درباره ی کتاب "مسخ" و دانلود اون در ادامه مطلب!

 

حالا درباره ی مسخ:

مسخ داستان بازاریابی به اسم گرگور زامزا هست که سخت کار میکنه تا خرج پدر و مادر و خواهر کوچکترش رو بده.یک روز صبح وقتی گرگور از خواب بیدار میشه میبینه که به یه حشره ی بزرگ تبدیل شده! کم کم زندگی گرگور از حالت انسانی خارج میشه , خانواده اش ازش فاصله میگیرن و...

ولادیمیر ناباکوف-منتقد و نویسنده ی نامدار روسی- درباره ی داستان کوتاه "مسخ"(بعضی ها اونو یه رمان کوتاه میدونن) گفته:

رساترین تعریفی که می توانیم از هنر به دست دهیم این است: زیبایی به اضافه ی دریغ.هرجا زیبایی هست دریغ هم هست, به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست:زیبایی همیشه می میرد.وقتی ماده بمیرد, رفتار هم می میرد,وقتی فر بمیرد, جهان هم می میرد. اگر کسی "مسخ" کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشره شناسانه بداند به اوتبریک می گویم, چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.

واین متن درواقع متنیه که پشت جلد کتاب" مسخ و درباره ی مسخ" ترجمه ی فرزانه طاهری نوشته شده. در ابتدای این کتاب خود داستان مسخ اومده و بعد از اون یکی از سلسله درسهای ولادیمیر ناباکوف درباره ی مسخ رو آورده. باید بگم  آقای ناباکوف از سال1941 تا 1948 در کالج وزلی و ازسال 1948 تا 1958 در دانشگاه کرنل زبان و ادبیات روسی و همینطور آثار استادان داستان اروپایی رو تدریس میکرده. سخنان ناباکوف درباره ی مسخ و نظراتش راجع به کتابهای دیگه که تو "درباره ی مسخ" اومده واقعا دلنشین و خواندنی  هستن. (ای کاش منم تو کلاس هاش بودم!) اون حتی طرح آپارتمان خانواده زامزا که داستان توش اتفاق می افته و گرگور که به یه حشره تبدیل شده رو برای دانشجوهاش کشیده!

مسخ داستان عجیبیه.همه نمیتونن اونو به خوبی درک کنن.آدم باید قوه ی تخیلشو به کار بندازه! حتی اون موقع هم نمیشه گفت کاملا از "مسخ" لذت می برید چون درکل داستان تلخیه و به یه حقیقت تلخ اشاره میکنه.شاید جاهایی از اون شما رو به خنده بندازه یا اعصابتونو خرد کنه ولی وقتی به پایان داستان می رسید یه چیزی از درونتون میگه:حیف شد! واقعا چرا باید این طور میشد؟؟؟

توصیه میکنم مسخ رو باتمام وجود بخونید! یه آبنباتو چطوری میخورید؟ اونو تو دهانتون نگه میدارید و از این ور به اون ور دهان میبرید تا کاملا آب بشه. ذره ذره ازش لذت میبرید و شیرینیشو کاملا احساس میکنید. مسخ رو هم همین جور بخونید! این چنین کتابهایی رو باید این طوری خوند. باید ذره ذره درکشون کرد چون واقعا ارزششو داره!

خب! حالا دانلود کتاب!

کتابی که از لینک زیر دانلود میکنید  کتاب "مسخ" ترجمه ی صادق هدایته: 

:: دانلود کتاب 66 صفحه با حجم 3.24 مگابایت ::

اگه تو سایت کتابناک عضو هستید و میتونید از اونجا کتاب دانلود کنید لینک زیر رو دنبال کنید:

http://ketabnak.com/comment.php?dlid=851

من کتاب "مسخ و درباره ی مسخ" ترجمه ی فرزانه طاهری رو برای دانلود پیدا نکردم ولی توصیه میکنم حتما بخونیدش!






نوع مطلب : یک جمله از یک کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:25 ق.ظ
What's up friends, how is everything, and what you want to say concerning this piece of
writing, in my view its genuinely amazing for me.
چهارشنبه 15 شهریور 1396 01:56 ق.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but
I find this topic to be actually something which I think I would never understand.

It seems too complicated and very broad for me.
I am looking forward for your next post, I'll try to get the hang of it!
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 05:48 ب.ظ
Why people still make use of to read news papers when in this technological world the whole thing is available on net?
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:11 ب.ظ
Hey there! This post could not be written any better!
Reading this post reminds me of my old room mate! He always
kept chatting about this. I will forward this
page to him. Fairly certain he will have a good read.
Many thanks for sharing!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 02:40 ق.ظ
For most up-to-date information you have to pay a visit world-wide-web and on internet
I found this web site as a best website for hottest updates.
یکشنبه 13 فروردین 1396 04:21 ب.ظ
Its like you read my mind! You appear to know a lot about this, like you wrote the book
in it or something. I think that you can do with
some pics to drive the message home a little bit, but instead of that, this is magnificent blog.
A great read. I'll certainly be back.
دوشنبه 16 مرداد 1391 09:42 ق.ظ
سلام
پسورد فایل
www.98ia.com
پروانه ممنون!
جمعه 22 اردیبهشت 1391 05:03 ق.ظ
راستش من اول فیلم كافكا رو دیدم بعدشم مثل دیونه ها امد از توی گوگل به وبلاگت رسیدم و جنون وار دارم مسخ می خونم ولی چشمام دیگه دارن تابه تا می بینن واسه همین فردا صبح باید برم كتابش رو بخرم و مثل آْبنبات بخورمش. مرسی
پروانه جالبه! ولی من یادم رفت بگم که مسخ عین یه شکلات تلخه! خیلیا شکلات تلخ دوست دارن از جمله خودم! از این شکلات تلخ لذت ببر!
دوشنبه 29 اسفند 1390 05:10 ب.ظ
اوه. ببخشید. خنگم چقدر! همونجا نوشته دیگه. مرسی پیدا کردم.
دوشنبه 29 اسفند 1390 05:00 ب.ظ
ممنونم از وبلاگ خوبت.سال نو رو هم بهت تبریک میگم. کتاب رو دانلود کردم. فقط... پسوورد میخواد فایلش. پسووردش چیه؟
پروانه خواهش میکنم و ممنون!
جمعه 19 اسفند 1390 05:53 ب.ظ
با سلام.
ما همین الآن قالب وبلاگ رو عوض کردیم.
یک جورهایی عجیب و غریب شد....
اگه خواستین ، بیاین و ببینین....
نظرتون رو هم بالای هر مطلب ، یک عدد نوشته که اگه روش کلیک کنین ، می تونین نظرتون رو بذارین.
منتظریم.
با تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
پروانه خوشگله!
جمعه 19 اسفند 1390 05:26 ب.ظ
با سلام.
ااا....!
مطمئنم توی نظرتون گفته بودین که واژه رو به روز کردین....
پس چی شد....؟
با تعجب
با تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
پروانه حل شد!
پنجشنبه 18 اسفند 1390 04:57 ب.ظ
با سلام.
فقط یک درخواست داشتم ازتون.
دارم رو فصل هفدهم کار می کنم.
اگه خدا بخواد ، قراره توی هجده فصل تمومش کنم.نقشه هاش رو هم ریختم.(یعنی می دونم می خوام چی بنویسم ، فقط هنوز ننوشتم.)
دعا کنین بتونم تا آخر فردا تمومش کنم تا قبل از عید ، بتونم خودم شخصا ویراستاریش کنم.
در کل ، برنامه دارم که کتابم تا تابستون چاپ بشه.
لطفا فقط دعا کنین.
با تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
پروانه قادر متعال نگهدارتان!
موفق و پیروز باشید!
پنجشنبه 18 اسفند 1390 12:22 ب.ظ
سلام به روزم بدو بیا!!!!!!!!
پنجشنبه 18 اسفند 1390 11:58 ق.ظ
با سلام.
نمی ودنم شما وقتی میاین توی وبلاگ ما ، جواب نظراتتون رو هم نگاه می کنین یا نه ، ولی اگه نگاه نمی کنین ، باز هم سؤالم رو (این بار توی وبلاگ خودتون) مطرح می کنم:

چرا از هری پاتر خوشتون نمیاد؟

آیا به همون اندازه از کتاب های دارن شان و آرتمیس فاول بدتون میاد؟

آیا از کتاب های فانتزی-تخیلی خوشتون نمیاد؟
چهارشنبه 17 اسفند 1390 11:53 ب.ظ
راستی اگه عکس گذاشتم حتما رمزش رو بهت میدم آجی جون
پروانه ممنون عزیزم!
چهارشنبه 17 اسفند 1390 11:44 ب.ظ
سیلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.
آجی پروانه جونم منم دلم واست تنگیده بود هوارتا.
آجی کجا بودی آخه؟
راستی کتاب رو دانلود کردم،میسی.دستت ندرده.
راستی درمورد جنوب:
پس خوش به حالتون شد که.حالا اون مادر راهبه تو راهی که داشتیم برمیگشتیم رشت،گریه ی من
رو درآورد،که تو وبلاگ ننوشتم.
این دبیرهای ما که دارن پشت سر هم از ما امتحان میگیرن.
وای آجی دیشب ساعت 12 خوابیدم و ساعت 3 بیدار شدم که درس بخونم.دیگه تو مدرسه موندم اما نافرم سوختم،آخه هیچ کدوم از دبیرها نپرسیدن.دیگه دیوانه شده بودم.
لطف داری که درباره ی لهجه ی ما اونجور فکر میکنی ولی منم عاشق لهجه ی آبادانی هام.
آره راست میگی،فرناز نافرم سوژه خنده بود.
دووووووووووست دالم هوارتا.
بووووووووووووووووووووس
چهارشنبه 17 اسفند 1390 06:25 ب.ظ
با سلام.
فقط اومدم تا اولین نفری باشم که قالب جدید رو بهتون تبریک میگم.(کلا ، من دوست دارم که به دیگران به هر بهانه ای تبریک بگم! )
با تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
سه شنبه 16 اسفند 1390 09:31 ب.ظ
با سلام.
خوزستان....؟
ما خراسان....
خراسان رضوی....
مشهد....
ب تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
سه شنبه 16 اسفند 1390 05:16 ب.ظ
با سلام.
اگه برین توی وبلاگ ما و جواب نظراتون رو بخونید ، می فهمین چرا اومدم.
وقتی اون جا رو خوندین ، به این سؤال جواب بدین....
خیلی خیلی ببخشید ، ولی شما توی کدوم شهر زندگی می کنین؟ ( اگه دوست ندارین بگین ، اسم استان تون رو بگین یا حتی اگه اون رو هم دوست ندارین بگین ، شمال و جنوب و شرق و غربش رو مشخص کنین و یا این که ....! )
راستی ، همین الآن یک جلد از کتاب های جو کریگ رو تموم کردم.هفته ی قبل هم سه گانه ی شهریار آینده ، آن سوی سرزمین های شعله ور ، شمشیر اشباح جان کریستوفر رو تموم کردم.
هم سه گانه ی جان قشنگ بود ، هم کتاب جو کریگ.
معروف ترین کتاب های جوکریگ ، مجموعه کتاب های "قدرت عجیب" یا همون "جیمی کواتز" هستن....به زودی توی وبلاگ درباره ش صحبت می کنم.
نسبت به خیلی از کتاب های خفن مالی نبود ، ولی نسبت به خیلی از کتاب های دیگه عالی بود.
راستی ، حدس می زنم که دیر باشه ، ولی بهتر از هیچ چیه....
امیدوارم در امتحان تون:
موفق شده باشین / موفق بشین
با تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
شنبه 13 اسفند 1390 06:45 ب.ظ
سلام آپم بیا راستی حتما کتاب جالبه من برنامه ریزی کردم واسه عید بخونمش
من از کافکا فقط نامه ای به پدر رو خندم ولی قشنگ بود حالا اینم میخونم
پنجشنبه 11 اسفند 1390 04:27 ب.ظ
با سلام.
ای بابا.....!
این قدر پشت سر هم کتاب معرفی کردن ، اعصاب آدم رو خرد می کنه.....!
کتاب مسخ رو ، از خواهرم شنیدم هک گفت مادرم خوندتش....
و مادرم هم بهش گفتن که کتاب عجیب و غریبیه.....
یک مقدار مهلت....!
من هنوز کتاب شهریار آینده ی جان کریستوفر رو همین دو ، سه روز پیش تموم کردم و دارم جلد دومش رو می خونم.( از همون رمان های سه گانه است )
هر وقت اون رو تموم کردم ، میام ببینم این مسخ چیه که شما ازش تعریف کردین.
اسمش که یک جوراییه....!
با تشکر
ODIN EDMAN
یک نویسنده ی معمولی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

ادبیات و... دیگر هیچ!
مدیر وبلاگ : پروانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دانلود رایگان کتابهای الکترونیکی فارسی www.zirebaran.org-----> دریافت کد شکل ایکون

شیعه آرت